مصاحبه برنامه « ورميا » شبکه يک روسيه با ميخاييل گورباچف درباره وقايع 15 سال پيش. آندري باتورين : « شب بخير ، آقاي گورباچف » . ميخاييل گورابچف : « شب بخير ». باتورين : « آقاي گورباچف ، اگر مي توانستيد زمان را به عقب برگردانيد ، چه کاري در آستانه تأسيس کميته اضطراري دولت و در زمان تاسيس اين کميته انجام ميداديد ؟ و بيش از همه از چه چيزهاي افسوس ميخوريد ؟ گورباچف : « خوب ، همانطور که ميدانيد من قبلاً هم گفتهام که اين مساله در وهله اول مرتبط است با اشتباهات و خطاهاي عاملان پرسترويکا. من فکر ميکنم ما با تغيير ساختار حزب زمان زيادي را از دست داديم. بعد هم معلوم شد که حزب، با ساختاري که داشت، نتوانست با رييس جمهور کنار بيايد. آنها با لغو ماده ششم، که قدرت و حق رهبري را به حزب ميداد، موافقت نکردند. اين يک اشتباه بزرگ حزب بود، که بعد، به جاي رهبر و عامل اصلي پرسترويکا، حزب را به بزرگترين مانع تبديل کرد. تأخير کرديم. تغيير ساختار اتحاد شوروي با تأخير انجام شد. آخر قانون اساسي ميگويد که ما بايد کشور فدراتيو باشيم، اما در اصل يک کشور يکپارچه بوديم، با حاکميت تنها يک حزب و کنترلهاي شديد و غيره. حالا قانون اساسي ميبايست در شرايط دموکراسي شروع به کار ميکرد. در مورد آنچه به وقايع آن زمان و خود من مربوط ميشود، بايد بگويم که، خوب، نميبايست به مرخصي ميرفتم ». باتورين : « آقاي گورباچف، وقتي شما از فاروس به مسکو برگشتيد، آيا هنوز به امکان حفظ آن نظام سياسي باور داشتيد ؟ » گورباچف : « من مي دانستم که وضع به طور کلي براي من بسيار سخت شده است. و اين دو دليل داشت. يکي به خاطر شورش، وقتي همه جمهوريها، يکي در همان روزها و بقيه ، در هفتههاي بعد، اعلام استقلال کردند. يعني پروسه فروپاشي شروع شد. دومي، البته ضربهاي بود که به مواضع خودم وارد شد. همه فکر ميکردند، من به عنوان رييس جمهور چطور اجازه دادم کودتا اتفاق بيافتد. و البته همه امتيازها آن موقع نصيب باريس يلتسين شد. من از او به خاطر سياستهاي بعدياش انتقادهاي جدي دارم. مخصوصاً به خاطر چگونگي انجام اصلاحات. اما از اين نظر يلتسين در ماه اوت با اعمال توقف، نقش مهمي را ايفا کرد. در غير اين صورت، اين تبديل ميشد به تلاشي براي انتقام و بازگشت به گذشته. به همين خاطر من ميدانستم که وضع براي من مشکل خواهد شد. با اين وجود ما کار را شروع کرديم، تا هم پيمان اقتصادي باشد، هم پيمان اتحاد. من فکر ميکنم مهمترين دستاورد اولاً، بازگرداندن اين پروسه بود و ثانياً، جلوگيري از جنگهاي داخلي». باتورين : « ميخاييل سرگيويچ، لطفاً بفرماييد، اين حرکتي که قرار بود به کودتا در کشور ختم بشود، چه نقشي را در سرنوشت کشور ما بازي کرد ؟ » گورباچف : « نقشش بسيار مهم بود. من فکر ميکردم و فکر ميکنم که نقشش فقط مربوط به کشور ما هم نميشود. من فکر ميکنم که اگر همه چيز طبق چنين سناريويي پيش ميرفت، فوقالعاده بود : اصلاحات اتحاد شوروي، برنامه مديريت بحران، بعد، آرام آرام، افزايش توان، و از نظر سياسي، رشد پايگاههاي دموکراسي و افزايش توان اقتصاد بازاري، ايجاد پايههاي حقوقي، که بتواند هم دموکراسي، و هم پروسههاي اقتصاد بازاري را تنظيم کند. ما بايد ده ، پانزده سال ديگر چکش ميزديم. من در اينباره صحبت کردهام. بيست و پنج، سي سال لازم داشتيم. به همين خاطر من طرفدار فرايند تکاملي بودم. مردم هم از تعاونيها استقبال کردند. و همه اينها شروع به کار کرده بود. بايد بگويم همين افرادي که آن موقع وارد کار شدند، بيزنسمنهاي خيلي خوبي از کار درآمدند. اما آن موقع که غارتها و بگير و ببر شروع شد، برايمان همان چيزي ماند که الان ميبينيد. به همين خاطر من روي هم رفته خيلي افسوس ميخورم که همه چيز اينطور شد. و من از مسووليت خودم شانه خاله نميکنم. خوب، اشتباه کرديم، به موقع کار نکرديم. اگر چه تصورش بسيار مشکل است، چون هيچ کس فکر هم نميکرد که اصلاحات اينطور اتفاق بيافتد، از يک نظام به يک نظام ديگر، آن هم از چه نظامي، از نظام ديکتاتوري به نظام دموکراسي، نظام مرتبط با آزادي و تثبيت و غيره. اين طرحي فوقالعاده بغرنج بود. به همين دليل وقتي امروز بعضيها به پوتين حمله ميکنند، البته من معذرت ميخواهم، چون خيليها واقعاً حمله ميکنند، بعضيها ميخواهند کمک کنند و شايد حتا بهحق انتقاد ميکنند و بعضيها هم فقط حمله ميکنند، اين کارها اصلاً جالب نيست. و اين که او همه اينها را تحمل ميکند و ما گام به گام به سمت باز کردن سياست و خود کشور، به سمت خواستهاي ملت و اکثريت مردم حرکت ميکنيم، تا روي فقر پا بگذاريم و کشور را روي پا بلند کنيم، که البته توانش را هم داريم، به نظر من، اين بزرگترين دستاورد پوتين است. من هم طرفدار او هستم، اگر چه خودم هم از او انتقاد ميکنم. اصلاً ميدانيد، انتقاد سادهترين کار است. انسان بايد خودش همه چيز را تجربه کند. مخصوصاً در چنين مواقعي . . . آخر او تنها چيزي که به ارث برده، بينظمي است. به همين خاطر، من حتا به دوستان و همکاران خارجي ميگويم که خوب گوش کنيد، دوستان من، شمار کارتان بايد اصولي باشد. مثلاً در امريکا، من به آنها ميگويم که شما دموکراسيتان را ظرف دويست سال ساختهايد، اما از ما ميخواهيد که آن را ظرف دويست روز بسازيم. نخير. ما البته عقلمان از شما بيشتر است، اما نه آنقدر که چنين مسالهاي را حل کنيم. من فکر ميکنم که ما بايد از اين فشارها و دور زدن دموکراسي درس بگيريم. البته اين کارها گاهي اوقات لازم است و بدون آنها نميشود پيش رفت. اما روي هم رفته بايد يک کشور آزاد و مرفه براي انسانها ساخت ، طوري که انسانها خودشان را شهروند کشور احساس کنند ». باتورين : « شما شخصا عاملان کميته اضطراري را بخشيدهايد ؟ » گورباچف : « ميدانيد، دلم ميخواهد، اما نميتوانم. وجدان و وضع روحيام اينطور است : نميتوانم. البته بايد بگويم که براي اين که عملکرد صحيحي داشته باشيم، بايد بتوانيم ببخشيم. در مقايسه با آن چيزهايي که در زمان ما ، به عنوان بازتابدهندگان سيماي استالين و غيره صورت ميگيرد، عاملان کميته اضطراري قهرمانند. البته هيچ اتفاق خاصي هم نميافتد، به يک کشور واقعي هم تبديل نخواهيم شد اگر نخواهيم طبق قانون اساسي عمل کنيم و به کودتا و فشار رو بياوريم و بخواهيم قانون جنگل را پياده کنيم. اين امر غير قابل قبول است. اين ميتواند مهمترين درس باشد. باتورين : « ميخاييل سرگيويچ، از شما بسيار متشکرم. پاسخهاي رييس جمهور اسبق اتحاد شوروي به برنامه « ورميا » به صمعتان رسيد ».
ادامه مطلب
| لینک ثابت | نوشته شده در: یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت: 19:8   توسط: قرایی وفا و عاشوری و ضیا
|

